Credits
Host:blogger
Desigen :Niuosha
THX TO :Dynamicdrive
پي آيند نامه ايست كه آقاي هالر در جواب نامه بنده ارسال نموده. توضيحا اين كه در نامه، من به آقاي هالر انتقاد كرده بودم كه چرا عكس هاي يكي از دوستانش را براي بلاگ بنده ارسال مي كند كه نه مي شناسمش و نه تا بحال ديده ام اورا... “دوست عزيزم: پشوتن مهدوي سلام. روزگاري از پي مي آيد و مي رود و من و تو نمي دانيم چه كسي روياهايمان را نقش خواهد زد. چه بر بوم و چه بر كاغذ... حال كه زحمت مي كشي و از من مي نويسي زحمت بكش و اين چند عكس از دوست مشتركمان را هم درج كن... خدا خيرت بدهد هاري هالر “ توضيحا اين كه آقاي هالر تا ديروز كه من مي شناختمش ملحد بود
زندگي در شرايط بحراني چيزي است كه آقاي هالر بخوبي آموخته است. خودم بارها شاهد بوده ام كه او بدون اينكه به كسي يا چيزي فكر كند از تمام خواسته هايش گذشته و به بدترين روزها افول كرده است. به روزهايي كه اطمينان داشته كسي در كار نيست و حتا شرايطي بوده كه ديده ام در محيطي عاري از حتا آب و علف روزگار سر كرده و هيچ نگفته...
خاصيت زندگي اش اين است. هميشه به خاطر روزهايش تحسينش مي كنم. اما خود هميشه معتقد بود او احمق ترين آدم روي زمين است. گرچه بسياري به او مي نگريستند و نظرش را تاييد مي كردند.
امروز سالها از آشنايي من با وي مي گذرد. به اينجا رسيده ام كه او ميتواند به ماه هم برود و براي خودش زندگي كند. اما خودش معتقد است تابحال جرات بيرون رفتن حتا از اتاقش را نداشته و به همين دليل است كه جاهاي زيادي را نديده است...
قبول دارم كه ديد من نسبت به او سطحي است... اما هركس آنچه را مي بيند كه مي فهمد...
جز اين است؟
